در معادله زندگی آینده هیچ گاه با گذشته برابر نیست

در معادله زندگی آینده هیچ گاه با گذشته برابر نیست

..:: راز، موفقیت، شادکامی، قانون جذب، قدرت ::..
در معادله زندگی آینده هیچ گاه با گذشته برابر نیست

در معادله زندگی آینده هیچ گاه با گذشته برابر نیست

..:: راز، موفقیت، شادکامی، قانون جذب، قدرت ::..

خوش بین باشید !

خوش بینی دائمی یعنی نیروی چند برابر تقویت شده.
  • خوش بینی پایه و اساس شجاعت است.
  • بعضی افراد زندگی را با نیمه پر لیوان به خوشی می گذرانند و عده دیگر کل عمر خود را برای نیمه خالی لیوان حسرت می خورند. اما حقیقت این است که لیوانی با مقدار مشخص آب وجود دارد. و از اینجا به بعد به شما بستگی دارد.
  • خوش بینی حقیقتی است غیر قابل انکار و همه ارزش آنرا می دانند ولی بد بینی  هم وجود دارد حال انتخاب با شماست که کدام یک را برگزینید.
  • یک راه سخت کار کردن بدون دلگرمی و امید است. در مقابل سخت کار کردن و خوش بین بودن راهی است که هر کسی می تواند باور  خویش را تقویت کند.
  • فرد خوش بین چیزی دارد که کمتر محتاج شرایط و ابزار می شود.
  • درست وقتی که اتفاقات اطراف ما غیر قابل کنترل می شوند ما می توانیم آنچه را در درون ما می گذرد کنترل کنیم.
  • یک فرد خوش بینی در هر بلا و بد بختی یک فرصت می یابد حال آنکه فرد بد بین در هر فرصت بد بختی ها را می بیند.
  • اگر فکر کنید که کاری می توانید انجام دهید یا فکر کنید که کاری را نمی توانید انجام دهید خوب حق باش شماست و همین گونه خواهد شد.
  • کمتر چیزی در دنیا قدرتمند تر از یک نیروی مثبت، یک لبخند، یک کلمه امیدوار کننده و یک «تو می توانی» است. آنهم وقتی که شرایط سخت فرا می رسد.
  • خوشبختی باوری است که به موفقیت منجر می شود. هیچ چیز بدون امید و اعتماد به نفس اتفاق نمی افتد.
  • هیچ انسان بد بینی تا به حال درباره اسرار انسان های موفق صحبت نکرده است، یا برای پیدا کردن یک سرزمین ناشناخته به دریا نرفته است، یا بهشت جدیدی را در برابر روح انسان نمایان نساخته است.

جملات مثبت ++++

  • با استعداد متوسط اما پشتکار متوسط به هر چه بخواهید می رسید.
  • اگر در کارها جدیت به خرج ندهید بی استعدادترین افراد مصمم و با اراده از شما پیشی می گیرند.
  • کارتان را آغاز کنید توانایی انجامش به دنبال می آید.
  • خداوند به هر پرنده ای دانه ای می دهد ولی آنرا داخل لانه اش قرار نمی دهد.
  • اثر کمرنگ ترین نوشته ها بیشتر از قویترین حافظه هاست.
  • مردان شجاع فرصت می آفرینند و ترسوها و ضعیفان منتظر فرصت می نشینند.
  • تغییرات غیراصولی هرج و مرج ایجاد می کند و تغییر نکردن پوسیدگی است.
  • گوش شنوا زیر بنای مهارتهای ارتباطی است.
  • دشوارترین قدم همان قدم اول است.
  • هرگز چیزی تغییر نیافته این ماییم که عوض می شویم.
  • برای شنا کردن در جهت مخالف رودخانه سختکوشی لازم است وگرنه هر ماهی مرده ای می تواند در جهت آب شنا کند.
  • آن قدر شکست خوردن را تجربه کنید تا شکست دادن را بیاموزید.
  • رمز سلامتی قرار دادن کمی هیجان به جای آسایش است.
  • کتاب معلمی است که بدون عصا و تازیانه ما را تربیت می کند.
  • فردی که به خود اطمینان دارد محتاج تعریف دیگران نیست.
  • آنچه هستید بهتر شما را معرفی می کند تا آنچه می گویید.
  • از فعالیتهای بزرگ نهراسید زیرا هر فعالیت بزرگی را می توان به فعالیتهای کوچکتر تقسیم کرد.
  • همواره به خاطر داشته باشید آخرین کلید باقی مانده شاید بازگشاینده در قفل باشد.

« استیو جابز » بنیانگذار شرکت اَپل

 

استیو جابز یکی از موفق ترین کارآفرین های نسل حاضر است. موفقیت او داستانی افسانه ای دارد. او پس از از شش ماه از دانشگاه اخراج شد، و در کف اتاق دوستان خود می خوابید و بطری های خالی را جمع آوری می کرد و می فروخت تا 5 سنت برای غذا بدست آورد. ولی او همه اینها را تحمل کرد تا اینکه بالاخره توانست شرکت اپل و همینطور شرکت انیمیشن پیکسار را بنا کند. 


1- آنچه را دوست دارید انجام دهید. عشق و علاقه واقعی خود را بشناسید. ببینید چه چیزی را دوست دارید عوض کنید یا چه چیزی را با شور و شوق می خواهید بسازید. تنها راه انجام کارهای بزرگ این است که عاشق کاری باشید که انجام می دهید.

2- متفاوت باشید. متفاوت فکر کنید. «دزد دریایی بودن بهتر از این است که به نیروی دریایی بپیوندید!» (منظور این است که در یک سیستم خشک انعطاف فکری خود را از دست می دهید.)

3- کار را با بیشترین کیفیت انجام دهید. در هر حرفه ای که هستید سعی کنید به بهترین شکل آن را انجام دهید. کمتر بخوابید. موفقیت تولید کننده موفقیت است. پس تشنه موفقیت باشید. بهترین افراد را با بیشترین علاقه استخدام کنید تا برترین باشید.

4_ از آنالیز SWOT استفاده کنید.

(SWOT مخفف Strengths, Weakness, Opportunities and Threats به معنای تجزیه و تحلیل سازمان در شرایط قدرت و ضعف و شناسایی فرصت ها و تهدیدها برای آمادگی هر چه بیشتر است). به محض اینکه یک سازمان را بنیانگذاری می کنید یا در سازمانی مشغول به کار می شوید لیستی از قدرت ها و ضعف ها تهیه کنید و آن را روی کاغذ بیاورید. شک نکنید سیب های بد را از کمپانی بیرون بیندازید!

5- کارآفرین باشید. به اولین چیز بزرگی که در مرحله بعدی قراردارد بنگرید. یک سری طرح و ایده آماده کنید که بوسیله آنها بتوانید به سرعت و قاطعیت عمل کنید و از این پنجره به دنیای جدیدتری پرواز کنید. بعضی مواقع اولین مرحله سخت ترین مرحله است. فقط عمل کنید. جرات داشته باشید از قلب خود الهام بگیرید.

6- کوچک شروع کنید، بزرگ فکر کنید. در آن واحد نگران همه چیز نباشید. برای شروع فقط تعداد کمی از کارهای ساده را انجام دهید.

7- بر روی محصول تمرکز کنید. مردم با کارایی شما درباره شما قضاوت می کنند. بنابراین روی محصول یا خروجی سیستم خود تمرکز کنید سعی کنید پیمانه ای برای کیفیت باشید. بعضی از افراد دیگر تحمل کیفیت پایین را ندارند. تبلیغ کنید. اگر محصول شما شناخته نشود فرصت فروخته شدن هم پیدا نخواهد کرد. به طراحی دقت کنید. «ما دکمه های صفحه نمایش را آنقدر خوب ساخته ایم که گاهی هوس می کنید آن را لیس بزنید.» «(البته) طراحی فقط ظاهر یا احساسی که ایجاد می کند نیست، بلکه درباره کارایی هم هست.»

8- سعی کنید در بازار پیشرو باشید. تکنولوژی های اولیه ای را که در حرفه خود لازم دارید صاحب شوید و کنترل کنید. اگر تکنولوژی بهتری در دسترس است از آن استفاده کنید مهم نیست کس دیگری از آن استفاده می کند یا خیر. اولین باشید. و آن را تبدیل به یک استاندارد در صنعت خود نمایید.

9- جویای بازخورد باشید. درباره نتیجه کار یا محصول خود از افراد با سوابق و تجربیات متفاوت پرس و جو کنید. هر کدام از آنها یک چیز مفید به شما خواهند گفت. اگر شما در بالای زنجیره مدیریت باشید بعضی از افراد می ترسند پاسخ مناسب بدهند. در این هنگام می توانید نظرات دیگران را به صورت غیر حضوری دریافت کنید یا از افراد دیگر بخواهید این کار را برای شما انجام دهند. توجه خود را معطوف نظرات کسانی بکنید که از محصول شما استفاده می کنند. «نخست به مشتریان گوش دهید.»

10- نوآوری داشته باشید. نوآوری یک رهبر را از یک پیرو متمایز می کند. تفویض اختیار کنید. اجازه دهید افراد کارا 50% از کارهای روزمره و روتین شما را انجام دهند تا بتوانید این زمان را روی طرح ها، کالاها و خدمات جدید صرف کنید. برای اینکه بدانید اشتباه نمی کنید هزاران چیز را رد کنید یا به عبارت دیگر باید روش های زیادی را امتحان کنید و بسیار سعی کنید. روی یک اختراع اساسی یا نوآوری مهم تمرکز کنید. افرادی را استخدام کنید که می خواهند کاری بزرگ و جهانی انجام دهند. شما به یک فرهنگ تولیدی قوی احتیاج دارید حتی اگر از برترین تکنولوژی استفاده می کنید. سازمان های زیادی هستند که تعداد زیادی مهندس و افراد باهوش دارند. اما در نهایت آنها به یک نیروی گرانشی احتیاج دارند تا همه این افراد را برای یک هدف به جلو براند.

11- از خطا و شکست بیاموزید. بعضی از مواقع هنگامی که نوآوری می کنید مرتکب اشتباهاتی می شوید. در این هنگام باید به سرعت اشتباهات خود را قبول کنید. و سعی کنید نوآوری های جدیدی همراه با بهینه سازی های لازم داشته باشید. (زمانی که تجربه یک اشتباه یا شکست را دارید وقتی دوباره سعی می کنید کافیست به علت شکست فکر کنید و ببینید چگونه می توانید عمل کنید که بهتر نتیجه بگیرید. و اگر متوجه نشدید شاید باید یکبار دیگر شکست بخورید تا متوجه اشتباه خود شوید! در این حالت می توانید روش خود را بهینه سازی کنید.)

12- پی در پی بیاموزید. همیشه یک چیز دیگر برای آموختن وجود دارد! برای ایده های جدید گرده افشانی کنید می توانید این کار را در درون یا خارج از سازمان خود انجام دهید. از مشتریان، رقبا و شرکای خود یاد بگیرید. اگر با کسی شریک هستید که از او خوشتان نمی آید سعی کنید او را دوست داشته باشید آنها را بالا بکشید و از آنها سود ببرید. دشمن خود را رو در رو نقد کنید اما این کار را صادقانه انجام دهید.


زندگی نامه ناپلئون هیل

درمعادله زندگی آینده هیچ گاه با گذشته برابر نیست.


ناپلئون هیل را به جرات می توان یکی از بزرگ ترین استادان موفقیت در تمام دوران ها و از بنیانگذاران این فن نامید. یکی از دلایلی که این گفته را تایید می کند کتاب معروف او «فکر کن و ثروتمند شو» است و کسانیکه این کتاب را خوانده اند و به دستورات آن عمل کرده اند اعتراف کرده اند بزرگترین فرمول موفقیت را در آن کشف کرده اند.

ناپلئون هیل در منطقه ای روستایی اما زیبا در ایالت ویرجینیای آمریکا بدنیا آمد. او وقتی 10 سال داشت مادر خود را از دست داد پدر و نا مادریش او را بزرگ کردند. در حالیکه بیشر مردم از پدر و مادر خود برای شروع یک زندگی جدید و مستقل شدن کمک می گیرند هیل به چنان موفقیتی دست یافت که توانست کاملا روی پای خود بایستد اما در این موفقیت یک نفر به او کمک بزرگی کرد و آنهم کسی نبود جز «آندره کارنجی» . کارنجی متوجه شده بود که هیل نویسنده بزرگی خواهد شد.

آندره از ناپلئون هیل خواسته بود با افراد مرفه جامعه و از آن مهمتر با مردان و زنان فوق موفق مصاحبه کند و راز موفقیت آنها را دریابد. کارنجی از ناپلئون هیل حمایت می کرد ولی هیچگاه به او نگفت که از نظر مالی هم او را پشتیبانی خواهد کرد و به او پولی نداد. احتمالاً او می دانست که استعداد فوق العاده او در نویسندگی بزرگترین پشتیبان مالی او خواهد بود.

او برای هدف منحصر به فردی که دنبال می کرد و جمع آوری و مستند سازی اسرار پنهان هر مرد و زن موفق چیز های جدید آموخت و در نهایت این تلاش منجر به نوشتن کتابی شد که بعد ها با نام «فکر کن و ثروتمند شو» منتشر شد. هیل با معروفترین و موثرترین افراد تمام دوران ها مانند: توماس ادیسون، الکساندر گراهام بل، جرج ایستمن، هنری فورد، جان دی راکفلر، تئودور روزولت، وود رو ویلسون و بسیاری افراد دیگر مصاحبه کرد. او بیست سال زحمت کشید تا راهنمای موفقیت را تولید کند کتابی که در ابتدا «قانون موفقیت» نام گرفت.

گذشته از اینکه او یک نویسنده مورد احترام بود یک ویراستار، ناشر و مشاور فوق العاده هم بود او معمولاً دیدگاه های خود را به کارنجی می گفت و کارنجی هم این راهنمایی ها را به صورت رسمی به رئیس جمهور وقت آن زمان فرانکلین روزولت می نوشت.

در سال 1973 دست نوشته های هیل با رنگ و لعاب بیشتر و تیتر جدید «فکر کن و ثروتمند شو» ( به انگلیسی Think and Grow ) چاپ شد و تا کنون هم در حال چاپ است و تا زمان نگارش این مقاله بیش از 30 میلیون نسخه از این کتاب چاپ شده است و این عدد هنوز در حال رشد است.

آنچه بیش از همه درباره او برجسته است سخنان نغز اوست که بسیار مورد توجه بوده و هنوز هم هست. به طوریکه استادان موفقیت و اساتید دانشگاه ها هنوز از آنها در سخنان خود استفاده می کنند. یکی از این سخنان این است. « یک هدف یک رویاست با یک ضرب العجل» این جمله را هنوز بسیاری از نویسندگان با علاقه در نوشته های خود استفاده می کنند.

از دیگر سخنان او : «بزرگترین فرصت زندگی شما شاید همین لحظه ای باشد که در آن به سر می برید.» ، « اگر نمی توانید کارهای بزرگ انجام دهید کار های کوچک به شیوه بزرگان انجام دهید.» سخنان ناپلئون هیل و لحنش به طور آشکاری نشان می دهد که او شاگرد آندره است در این سخنان قدرتی نهفته است که شدیداً مخاطب خود را تهییج می کند تا یک زندگی فوق العاده بسازد حتی بعضی از افرادی که با استفاده از راهنمایی های هیل به موفقیت بزرگی رسیده بودند اعتراف می کردند که اگر هیل چشمان ما را باز نمی کرد اکنون یک زندگی معمولی داشتند.  کتاب «فکر کن و ثروتمند شو» همیشه برای رساندن افراد معمولی به موفقیت  خود را مسئول دانسته است. با تشکر از ناپلئون هیل بخاطر سالها زحمتی که برای نوشتن این کتاب متحمل شد و آنرا به جامعه بشری تقدیم کرد.

بیندیشید و ثروتمند شوید

بیندیشید و ثروتمند شوید
خلاصه کتاب : بیندیشید و ثروتمند شوید : ناپلئون
هیل

فصل 1: اندیشه ثروت
است
به راستی که اندیشه ثروت و دارایی است. دارایی قدرتمندی که قوتی با هدف مشخص، عدم راسخ و اشتیاق سوزان ترکیب می‌شود، راه رسیدن به ثروت را به روی شما می گشاید. وقتی کسی عمیقاً می‌خواهد به خواستة خود برسد مطمئناً به هدفش می‌رسد. مهمترین امر ساختن اندیشه است، وقتی کسی به واقع برای چیزی آماده می‌شود به آن می‌رسد.
به راستی اگر انسانها پای عقیده خود بایستند و به هدف خود بچسبند و آنقدر مداومت کنند تا خواسته آنها به وسواسی دایمی مبدل گردد، چه اتفاقها که نمی افتد.

فرصت:

 فرصت پشت در حیاط خلوت شما کمین می‌کند، گاه به صورت
بدبیاری ظاهری می‌شود، گاه شکل شکست موقتی می‌گیرد، به همین دلیل است که خیلی‌ها نمی توانند فرصت مناسب را تمیز دهند.
 ●می توان با استفاده از اصول مشخص و
شناخته شده انگیزه ناملموس اندیشه را به صورت مادی تبدیل کرد.
 ●یکی از علل عمده
شکست و ناکامی این است که در برخورد با مشکلات موقتی متوقف می‌شویم و دست از تلاش بر می‌داریم.
 ●هرگز به گفتة دیگران دست از کار نکشید و قبل از موفقیت شکستهای
موقتی را بپذیرید.
 ●نظریه سالم تنها چیزی است که بری رسیدن به آن نیاز
دارید.
●وقتی ثروت به سوی شما جاری می‌شود، حرکتی بس سریع دارد، با تنعم همراه
است، آنگونه که تعجب می‌کنید که در این چند سال کجا پنهان بوده است بدانید که این موضوع مهمی است. این را هم بدانید که ثروت نصیب کسانی می‌شود که سخت کوشند و از مداومت لازم برخوردارند. وقتی اندیشیدن را شروع می‌کنید و ثروتمند می‌شوید در می‌یابید که ثروت بایک حالت ذهنی آغاز می‌شود، باید هدف شخصی داشته باشید.
موفقیت از آن کسانی است که ذهنیت موفق دارند .

شکست از آن کسانی است که بی تفاوت اجازه می‌دهند ذهنیت شکست در آنها نفوذ کند .
ما نمی‌خواهیم آنچه را نمی‌فهمیم باور کنیم ما محدودیتهایمان را معیار سنجش مان قرا رمی‌دهیم. «بلکه باید بدانیم چه می خواهیم»
ما باید بدانیم مسلط بر سرنوشت خود هستیم، ما کاپیتان روح خودهستیم، زیرا این قدرت را داریم که افکار خود را کنترل کنیم. مغز ما با افکاری که در ذهن خود داریم عجین می‌شود.و در شرایطی قرار می‌گیرد که نیروی انسانها و وضعیت زندگی را که با شرایط افکار ما سازگاری دارند هماهنگ می‌کند».
قبل از اندوختن ثروت کلان باید اذهان خود را از اشتیاق به ثروت انباشته کنم. اگر طالب پول هستیم باید ذهنیت پول داشته باشیم تا اشتیاق به ثروت ما را به طرحی مشخص برای دستیابی به آن مجبور کند».

فصل 2: اشتیاق نقطه شروع همه موفقیتها

  آنچه را مغز انسان تصور و باور کند به آن می‌رسد
  رمز موفقیت: کسی که پلهای پش سرش را ویران می‌کند، برای خود راه بازگشتی باقی نمی‌گذارد، یا باید پیروز شود و یا از بین برود.
  هرکس که طالب پیروزی است باید کشتیها و پلهای پشت سرش را در آتش بسوزاند و راههای عقب نشینی را برخود ببندد.
اینگونه است که می‌توان ذهن را در شرایط
اشتیاق سوزان برای پیروزی قرارداد و این شرایط لازم موفقیت است.
  شش راه برای تبدیل اشتیاق به طلا:
1)   مبلغ مورد نیاز خود را دقیقاً مشخص سازد.
2 )  مشخص کنید برای رسیدن به هرچیز، باید چه چیز را از دست بدهید.
3 )  تاریخ مشخصی برای دستیابی به هدف خود درنظر بگیرید.
4 )  برنامه‌ای قطعی برای اجرای برنامه خود بریزید.
5 )  دربارة از خودگذشتگی خود تصمیم بگیرید.
6 )  یادداشت خود را به صدای بلند، روزی دوبار بخوانید و باور کنید که صاحب این پول و دارایی شده‌اید.
در کار
برنامة ریزی برای ثروتمند شدن به کسی اجازه ندهید که رویای شما را از بین ببرد. باید با موفقهای روزگار و دوران گذشته خود آشنا شوید. باید با زندگی کسانی آشنا شوید که رؤیای آنچه را که ارزشمند است به دنیای ما ارزیانی داشته است؛ به من و شما امکان داده است تا استعدادهای خود را بروز هیم.
  هرقدر در زندیگ بخواهیم و توقع داشته باشیم همان اندازه بدست می‌آوریم»
  برای هرکدام از ما راهی وجود دارد، اگر خوب گوش بدهیم کلمات مناسب خود را می‌شنویم.


فصل 3 : ایمان

  محدودیت ذهن ما همان محدودیتی است که ما برای آن درنظر می‌گیریم، فقر و تنعم هر دو نشأت گرفته از ذهن ما هستند .
  ● ایمان مهمترین عنصر ذهن است. وقتی ایمان با اندیشه
درهم می‌آمیزد، ذهن نیمه هوشیار بی درنگ ارتعاش آن را درک می‌کند و آن را به فراست لایتناهی تبدیل می نماید.
  ● چگونه ایمان را در خود ایجاد کنیم: می توانید به کمک
تلقین به خود، اشتیاق را به معادل فیزیکی یا پولی آن تبدیل کنید. ایمان حالتی از ذهن است که می‌توان آن را به کمک تدیید یا آموزشهای تکراری برای ذهن نیمه هوشیار و به کمک اصل تلقین به خود ایجاد نمود.
 ●بدشانسی وجود ندارد: ذهن نیمه هوشیار
 اندیشه‌های منفی یا مخرب را درست به همان شکل اندیشه‌های سازنده به عمل تبدیل می‌کند. این همان پدیده غریبی است که میلیونها نفر آن را تجربه‌کرده‌اند و بسیاری آن را بدبیاری یا بدشانسی می‌دانند.
ایمان شما همان عنصری است که عمل ذهن نیمه هوشیار را مشخص می‌سازد. می توانید با تلقین به خود ذهن ناهوشیارتان را فریب دهید.
برای رسیدن به این مهم و برای آنکه به آن جامة عمل بپوشانید، خود را چنان
ببینید که انگار به خواستة خود نرسیده‌اید. توجه داشته باشید که عمل شرط لازم موفقیت است. لازم است که احساسات مثبت ذهن را تشویق و احساسات منفی را کنار بگذارید و براساس آن عمل کنید.
 ● ایمان آن چیزی است که به شما حیات، قدرت و عمل
می‌بخشد
 ●ایمان نقطه شروع انباشت ثروت است.

 ●ایمان تنها پادزهر شکست
است.
 ●ایمان مبنای همه اعجاز هاست، همة اسراری است که آن را به کمک قانون علم
نمی‌توان تحلیل نمود.
 ●ایمان عنصری است که اندیشه را متحول می‌سازد.

 ●ایمان
تنها عاملی است که به کمک آن می‌توان نیروی فراست الهی را در خدمت انسان گرفت.

فصل 4: تلقین به خود راه نفوذ بر ذهن نیمه هوشیار

تلقین به خود مفهومی است که ارتباطی میان ذهن هوشیار و نیمه هوشیار برقرار می‌سازد. در واقع ارتباطی میان ذهن هوشیار و ذهن نیمه هوشیار است. تلقین به خود، خود به خود به ذهن نیمه هوشیار می‌رسد و ان را تحت تأثیر افکار قرار می‌دهد.
انسان طوری ساخته شده که می‌تواند به کمک حواس پنجگانه خود دریافتی ذهن نیمه هوشیار را نترل کند. اما به خاطر داشته باشید که ذهن نیمه هوشیار را به زمین حاصلخیز تشبیه کردیم که اگر در آن بذرهای نامطلوب بکاریم و از آن مراقبت نکنیم، علفهای هرز در آن به وفور رشد می :نند. تلقین به خود عاملی کنترل کننده است که انسان به کمک آن می تواند داوطلبانه ذهن خود را با افکاری خلاق تغذیه کند.
همانطور که می تواند افکاری با طبیعت مخرب
را در زمین حاصلخیز خود کشت نماید.

فصل 5 ـ دانش تخصصی

هر بد بیاری، هر شکست و هر دل شکستگی با خود به همان اندازه یا بیشتر امتیازی مثبت دارد.
ما با دو نوع دانش عمومی و تخصصی روبرو هستیم. دانش عمومی،
بدون توجه به اندازه و
تنوع آن نقش چندانی در تحصیل ثروت بازی نمی‌کند.
میلیونها نفر انسانی بوده است
که گمان می کنند «دانش قدرت است» هرگز چنین چیزی نیست.
کلمة آموزش در زبان
انگلیسی از یک کلمه لاتین اقتباس شده که مفهوم عملاً از درون را تداعی می‌‌کند.
انسان تحصیل کرده لزوماً کسی نیست که دانش عمومی و تخصصی زیاد دارد. بلکه سی
است که ذهنش را وسعت بخشیده و به کمک آن می تواند به خواستة خود برسد.
فراموش
نکنید که توماس ادیسون تنها سه ماه بعد به مدرسه رفت و هنری فورد بیش از 6 سال به مدرسه رفت و به مردی ثروتمند تبدیل شد.

فصل 6: تخیل: کارگاه ذهن

خیال کارگاهی است که در ان تمام برنامة‌های ناشی از انسان شکل می گیرد. عمل به کمک قوة تخیل ذهن جاری می‌شود.
ذهن خیالی انسان به دو شکل تصور خلاق و تصور مصنوعی عمل می‌کند.
تصویر مصنوعی: این ذهنیت چیزی را خلق نمی‌کند بلکه صرفاً به استناد
تجربه، آموزش و مشاهدات دریافتی گذشته کا رمی‌کند که اغلب مخترعین از آن استفاده می‌کنند.
تصور خلاق: انسان به کمک این ذهنیت الهامات را دریافت می‌کند. به وسیله
این ذهنیت است که نقطه‌نظر‌های جدید به انسان منتقل می‌شود به کمک این ذهنیت است که شخص می‌تواند با ذهن نیمه هوشیار سایرین ارتباط برقرار سازد.
اگر اراده‌ای باشد، راهی وجود دارد.

فصل 7: برنامه‌ریزی سازان یافته

هیچ کس به تنهایی تجربه،‌آموزش، توانایی و دانش کافی ندارد که با ان به ثروت کلان برسد. بدون همکاری دیگران این مهم امکان پذیر نیست.
در صورت شکست هر برنامه، برنامة بعدی را به
اجرا بگذارید. اگر نخستین برنامه انتخابی شما با موفقیت همراه نبود، جای ان را با برنامه دیگری تغییر دهید و انقدر ادامه دهید تا برنامه‌ای مؤثر و مفید بیابید. با هوش ترین افراد بدون داشتن برنامه‌هیا معین و عملی نمی توانند موفق شوند. این حقیقت مهم را به ذهن بسپارید. وقتی برنامه‌ای به شکست منتهی می‌شود بدانید که شکست موقتی، به مفهوم ناکامی دائمی نیست.
انسان تا زمانی که خود را شکست خورده نپندارد، شکست خورده نیست .

فصل 8 : تصمیم‌گیری: غلبه بر تردید و دودلی

ناتوانی در تصمیم‌گیری از جمله مهمترین دلایل شکست و ناکمی است. کسانی که نمی تواند سرمایه بیندوزند،‌بدون استثنا کسانی هستند که نمی‌توانند تصمیم‌گیری کنند.
اکثر کسانی
که از تنعم دور می‌مانند به سادگی تحت تأثیر عقاید دیگران قرار می‌گیرند. اجازه می‌دهند که روزنماه نگاران و اطرافیان وشایعه پردازان به جای آنها فکر کنند. اظهار عقیده ارزان‌ترین کالای روی زمین است. هرکس عقیده‌ای دارد و می‌ـواند دیگران را تحت تأثیر قرار دهد. اگر هنگام تصمیم‌گیری تحت تأثیر عقاید دگیران قرار گیرد در کار خود موفق نمی‌شوید.
شما برای خود مغز و ذهنی دارید. از آن استفاده کنید و برای خود
تصمیم بگیرید.
ارزش تصمیمات بستگی به شجاعت دارد که برای ارائه آن لازم دارید .

فصل نهم: ابرام

مبنای مداومت و پایداری قدرت اراده است. وقتی نیروی میل و اشتیاق و اراده به درستی ترکیب شود ترکیبی مقاومت ناپذیر ایجاد می‌شود.
فقر نصیب کسی می‌شود که ذهنش مایل به آن است. به همین صورت ثروت هم نصیب کسانی می‌شود که برای جذب آن آمادگی دارند. با یان حال در هر دو مورد قوانین مشابهی حاکم هستند ذهنیت فقر بدون استفاده آگاهانه از عادات مناسب آن رشد می کند. ذهنیت پول باید در اشخاص ایجاد شود مگر اینکه کسانی با این ذهنیت متولد شود.
به مفهوم
دقیق این پاراگراف توجه کنید، تا به معنای مداومت در جریان انباشت ثروت و رسیدن به موفقیت پی ببرید. بدون مداومت، از همان آغاز مغلوب می‌شوید. اما با مداومت در شمار برندگان قرار می‌گیرید.

فصل دهم: قدرت همکاران

مغز انسان را می توان با یک باطری مقایسه کرد. این یک حقیقت است که مجموعه با طریهای الکتریکی، در مقایسه با یک باتری برق بیشتری تولید می کنن.د همچنین مشخص است که هر باطری با توجه به واحدها و ظرفیت خود برق تولید می‌کند.
مغز هم به شکل مشابهی فعالیت می کند. بعضی از
مغزها در مقایسه با مغزهای دگیران فعالترند و با کنار هم قرار گرفتن هماهنگ چند مغز انرژی فکری بیشتری در مقایسه با یک مغز ساده تولید می‌شود. ردست همانطور که چند باطری بیش از یک باطری نیرو ایجاد می کند.
در انتخاب همکاران خود وسواس کافی به
خرج دهید، یکی از آنها ماهیتی اقتصادی دارد و دیگری ماهیتی روانی. ویژگی اقتصادی آن مشخص است. هرکس بتواند با اشخاصی که از شعور مقبول برخوردار باشند همکاری کند، با آنها هماهنگ باشد و از توان آنها بهره بجوید، به سودخود کار کرده است. این تعاون و همکاری مبنای تقریباً همة موفقیتهای بزرگ بوده است. درک شما از این حقیقت بزرگ می‌تواند موقعیت مالی شما را مشخص سازد. درک مرحلة روانی اصل گروه همکار بسیار دشوارتر است.
شاید این عبارت شما را در درک موضوع کمک کند. هر دو مغزی که در
کنار هم قرار می‌گیرند مغز سومی با نیرویی نامرئی و ناملموس ایجاد می کنند که می‌تواند با مغز سومی در ارتباط باشد.